کوچهی دربند
۰۶ ۹م, ۱۳۹۰
از زیباترین روح پرستنده «حضرت سید الساجدین»
سلام بر تو ای ماه عزیز که هیچ ماه همانند تو نیست
سلام بر تو، آنچنانکه به دنیای ما با برکات و خیرات فرود آمدی و آلایش گناهان را از جامه ما شستی
سلام بر تو که همه شب در اشتیاق روز تو ستاره میشمردیم و همه روز، از روز پیش به تو مشتاقتر بودیم
ای پروردگار من! ما مردمی هستیم که ماه مبارک تو را ادراک کردهایم. ما را به شرف این ماه تشریف فرمودهای و به نعمای خود در این ماه توفیق دادهای. نابخردان قدر تو را نشناختند و از خیر و برکاتش محروم ماندهاند…
پروردگارا! در این ماه هرگناه که از ما سرزده، دانسته و نادانسته، بر ما مگیر. ما را ببخش که بر خویش ستم رواداشتهایم و حرمت ماه مبارک تو را فرو گذاشتهایم…
پروردگارا به سوی تو باز می گردیم و در چنین روز که روز افطار ماست ، در این روز که برای بندگان مؤمن تو روز عید و سرور است … ما لب به توبه میگشاییم از هر معصیت و خطایی که صورت گرفته است…
این توبه و معذرت را از ما بپذیر و از ما خوشنود باش و ما را بر این توبه و معذرت پایدار بدار.
۰۶ ۹م, ۱۳۹۰
قسمتی از دعای ختم قرآن از آن روح عاشق «سید الساجدین»
پروردگار من در این هنگام که مرا به تلاوتش یاری دادهای و زبان مرا در ادای الفاظ و عباراتش روان داشتهای چنان کن که از معانی گرانمایهاش نیز بهرهور باشم. مرا در صف قومی بنشان که حق حرمت قرآن را رعایت میکنند …و با دین تو بسر برند و به درگاه تو طاعت و عبادت آورند.
پروردگارا
علم قرآن را بنام میراث بما عطا کردهای و ما را بر آنانکه از اسرار قرآن بی خبرند شرف و فضیلت بخشیدهای علم قرآن علمی گرانمایه و عظیم است و حمل این بار گران بر همه کس آسان نیست، و تو ای پروردگار بزرگ به جان ما نیروی دیگری بخیشیدهای که بتوانیم علم قرآن را نگاه داریم …
پروردگارا چنان کن که آیات قرآن را از طلیعه تا ختام وحی مُنزَل تودانیم تا در تصدیق گفتارش دستخوش تردید نشویم و از پیروی احکامش به انحراف نرویم…
پروردگارا به روان مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست و به حق و حقیقت قرآن بار گناهان را از پشت ما فرو انداز و سیمای ما را به جمال ابرار و صالحین بیارای وبا کاروانی همراه کن که شب و روزآیات قرآن را تلاوت میکنند و در پیشگاه تو به نماز میایستند تا از پلیدیها و تباهی ها تطهیر شویم.
پروردگارا به روان مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست و در شبهای تیره و تار قرآن را مونس ما قرار ده و از وسوسه های خطرناک شیطان در پناه قرآن ایمن فرما. در پناه قرآن پای ما را از محیط معصیت برکنار دار و زبان مارا از یاوه گویی نگاه دار و دستهای ما را از تعدی و تجاوز کوتاه کم و پرده غفلت را از پیش چشم ما فرو انداز تا قلبهای ما به ادراک حقایقق قرآن توفیق یابد و آن معانی را که کوه کلان نتواند دریافت، دریابد. …
۰۵ ۲۴م, ۱۳۹۰
حمد خدایی را که جز او را نمی خوانم و اگر جز اورا بخوانم جوابم را نمی دهند
حمد خدایی راکه به جز او امید ندارم و اگر به جز او امید داشته باشم مر انامید میگردانند
ستایش خدایی را که کار مرا به خودش واگذاشت و گرامیم داشت و به غیر خودش وانگذاشت تا خوارم کنند
ستایش خدایی را که با من اظهار کمال دوستی فرمود با آنکه از من بینیاز بود
سپاس خدایی را که از خطا و گناهانم حلم و بردباری کرد چنانکه گویی از من گناهی سر نزده است.
فربی احمد شیءٍ عندی و أحقُّ بحمدی
پس خدای من پیش چشمم محبوب ترین است به حمد و ستایش من سزاوارترین است
۰۶ ۸م, ۱۳۸۹
« مناجات حضرت امیرالمؤ منین ( علیه السلام ) در مسجد کوفه »
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ
خدایا از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد کسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن کس که دلى پاک به نزد خدا آورد
وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً
و از تو امان خواهم در آن روزى که بگزد شخص ستمکار هر دو دست خود را و گوید اى کاش گرفته بودم با پیامبر راهى
وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ
و از تو امان خواهم در روزى که شناخته شوند جنایتکاران به سیما و رخساره شان و بگیرندشان به پیشانیها و قدمها
وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَیْئاً اِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ
و از تو امان خواهم در آن روزى که کیفر نبیند پدرى بجاى فرزندش و نه فرزندى کیفر شود بجاى پدرش براستى وعده خدا حق است
وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظّالِمینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ
و از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد ستمکاران را عذرخواهیشان و بر ایشان است لعنت و ایشان را است بدى آن سراى
وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَالاَْمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ
و از تو امان خواهم در روزى که مالک نیست کسى براى کسى دیگر چیزى را و کار در آن روز بدست خدا است
وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ وَاُمِّهِ وَاَبیهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ یُغْنیهِ
و از تو امان خواهم در آن روزى که بگریزد انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش
براى هرکس از ایشان در آن روز کارى است که (فقط) بدان پردازد
وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدى مِنْ عَذابِ یَوْمَئِذٍ بِبَنیهِ وَصاحِبَتِهِ وَاَخیهِ وَفَصیلَتِهِ الَّتى تُؤْویهِ
وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَمیعاً ثُمَّ یُنْجیهِ کَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى
و از تو امان خواهم در آن روزى که شخص جنایتکار دوست دارد که فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش و همسرش و برادرش
و خویشاوندانش که او را در پناه گیرند و هر که در زمین هست یکسره که بلکه او را نجات دهد،
هرگز که جهنم آتشى است سوزان که پوست از سر بکند
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى
مولاى من … تویى سرور و منم بنده و آیا رحم کند بر بنده جز سرور او ؟
مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِکُ وَاَ نَا الْمَمْلُوکُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ اِلا الْمالِکُ
مولاى من اى مولاى من ، تویى مالک و منم مملوک و آیا رحم کند بر مملوک جز مالک ؟
……