کوچهی دربند
کتاب آسمانی
۱۰ ۲۲م, ۱۳۹۰ توسط تازهوارد«دکتر لورا واکسیا واگلیری» استاد دانشکاه «ناپل» در کتاب «پیشرفت سریع اسلام» مینویسد:
کتاب آسمانی اسلام نمونهای از اعجاز است…
قرآن کتابی است که نمیتوان از آن تقلید کرد٬ نمونه سبک و اسلوب قرآن در ادبیات سابقه ندارد تأثیری که این سبک در روح انسان ایجاد میکند ناشی از امتیاز و برتریهای آن است. چطور ممکن است این کتاب اعجازآمیز ساخته محمد صلی الله علیه و آله باشد در صورتی که او یک نفر درس نخوانده بود.
ما در این کتاب گنجینهها و ذخایری از علوم میبینیم که فوق استعداد و ظرفیت باهوشترین اشخاص و بزرگترین فیلسوفان و قویترین رجال سیاست و قانون است. به دلیل این جهات است که قرآن نمیتواند کار یک مرد تحصیلکرده و دانشمند باشد.
کتاب آسمانی
۱۰ ۲۲م, ۱۳۹۰ توسط تازهوارد«دکتر لورا واکسیا واگلیری» استاد دانشکاه «ناپل» در کتاب «پیشرفت سریع اسلام» مینویسد:
کتاب آسمانی اسلام نمونهای از اعجاز است…
قرآن کتابی است که نمیتوان از آن تقلید کرد٬ نمونه سبک و اسلوب قرآن در ادبیات سابقه ندارد تأثیری که این سبک در روح انسان ایجاد میکند ناشی از امتیاز و برتریهای آن است. چطور ممکن است این کتاب اعجازآمیز ساخته محمد صلی الله علیه و آله باشد در صورتی که او یک نفر درس نخوانده بود.
ما در این کتاب گنجینهها و ذخایری از علوم میبینیم که فوق استعداد و ظرفیت باهوشترین اشخاص و بزرگترین فیلسوفان و قویترین رجال سیاست و قانون است. به دلیل این جهات است که قرآن نمیتواند کار یک مرد تحصیلکرده و دانشمند باشد.
هی آقا کوچولو
۱۰ ۲۱م, ۱۳۹۰ توسط فاطمهامشب ساعت حدودای ساعت ۹:۳۰ یه نینی دیگه به جمعمون اضافه شد.کازرونی پانزدهم به جمعمون خوش اومدی. با آرزوی بهترینها برای تو در کنار مامان و بابای خوبت.
به مامان و بابای این نورسیده هم تبریک میگم انشاالله که قدمش پرخیر و برکت باشه.
راستی آقا مجید ما هم برای اولین بار عمو شدن، یه تبریک ویژه.
سوسک …
۱۰ ۱۴م, ۱۳۹۰ توسط فاطمه- مامان خواهش مکنم…
- به جون اصغر…
- سوسکِتَم…
… بده
خداحافظ اینترنت
۱۰ ۱۳م, ۱۳۹۰ توسط صادقدوران خیلی بدی بود. روز به روز حلقهها بر دور گردنت تنگتر میشد. روز به روز احساس خفگی بیشتری میکنی. هر روز نگرانتر میشوی که شاید فردا همان روز است.
و این فردا نزدیک و نزدیکتر شد. تا امروز.
از امروز به نظر میرسد فقط باید تلوزیون ملی دید، اینترنت ملی استفاده کرد. اخبار ملی خواند و شنید. رای ملی داد. عقیدهای ملی داشت. از امروز باید ملی باشی.
بدرود اینترنت.
پ.نـ. اگر نمیترسیدم از عاقبت کار و حجم خرابیها و وسعت و مدت آشوبها، جنگ و ویرانی را ترجیح میدادم به صلح و آشتی ملی.
1 دیدگاه برای این نوشته:
عرفان:
۱۰ بهمن ۱۳۹۰ حرف دل رو میزنی صادق جان. لااقل کاش مهندسی کامپیوتر به عنوان یک شغل سخت و پرخطر پذیرفته میشد.
مورچهها
۱۰ ۷م, ۱۳۹۰ توسط فاطمههویج و لیمو رو کابینت مونده ۱۰ دقیقه بعد غلغله مورچه هست اونوقت از صبح تا ظهر سفره پهنه دارم قند میشکنم حتی یه دونه مورچه هم پاشو نذاشته رو سفره
الحمدلله
۰۹ ۳۰م, ۱۳۹۰ توسط تازهواردیا علی…. مددی
پدر: بیمارستان
مادر: تنها
بچه ها: سرماخورده
….
من: کُند، پژوهشها تلمبار
و امتحان و درس نخونده خیال ناراحت و دل نگران و …
لابد زبونم لال «افتاده»
بدتر از همه اینترنت خراب، البته از نوع پر سرعتش
وای
خروسه
۰۹ ۲۹م, ۱۳۹۰ توسط خواهرکوچولوصدا میاد تو خونه
خروسه داره میخونه
قوقولی قوقو خبردار
گربه اومد رو دیوار
همه برید تو لونه
هیچکسی جا نمونه
چهجوری میتونم دوسِت نداشته باشم؟؟
۰۹ ۲۹م, ۱۳۹۰ توسط خواهرکوچولوچهجوری میشه یه پسر سهساله شیرینزبون رو دوست نداشت؟؟؟
*وقتی کنارش خوابیدی و با دستای مهربونش صورتت رو ناز میکنه
*یا آروم لباشو روی گونهت میذاره و میبوستت
*حتی وقتی تو رو با اون دست تلخ و سنگینش محکم میزنه و باهاش قهر میکنی،
و وانمود میکنی صداشو نمیشنوی
اونوقت میبینی هربار به بهانهای میاد نزدیکت و یخورده شعر میخونه، یخورده حرف میزنه، اما تو اعتنا نمیکنی
یا الکی سرفه میکنه تا برگردی طرفش و بگی چی شده؟؟؟
بعد وانمود میکنه پشت مبل گیر افتاده و نمیتونه بیاد بیرون (درحالی که روزی هزار بار کارش رفتن پشت همین مبل و بیرون اومدن از اون پشته!!!)
وقتی با لحن خاص کودکانهش میگه: دیگه باهات قهرم…. به بابام مگم!!!
اما بالاخره میگه: «مامان! بِخَشِت!!» (مامان بِبَخْشِت)
بعد -درحالیکه تو داری ظرف میشوری- میاد پیشت و میگه: «مامان! مخوای باهم ظرف بیشورم؟؟»
اونوقت دلت میخواد بگیریش تو بغلت و محکم فشارش بدی و هزارهزارهزار بار بوسش کنی و بهش بگی که چقدر دوسش داری، چقدر عاشقش هستی، تمام زندگیت اونه…
و بغلش میکنی، گریه میکنی، میبوسیش و بهش میگی..
و اون با تعجب بهت نگاه میکنه و دوباره میگه: «مامان! مخوای باهم ظرف بیشورم؟؟»
تولد با تم Shaun the sheep
۰۹ ۲۴م, ۱۳۹۰ توسط فاطمهدیگه توضیح نمیخواد:
بقیه عکسها در ادامه مطلب:
فقط یک نکته: غیر از کیک که از بیرون گرفتیم بقیه چیزها کار دست مامان فاطمه هست.












